ناریخ: شنبه 25 مهر 1394 - شناسه حبر: 6824

در ستايش برچسب زدن

  در ستايش برچسب زدن

رضا رفیع

بعضي كلمات،در اثر كثرت استعمال در يك معناي خاص، به تدريج و خيلي زيرپوستي، داراي يك بارمعنايي سوار بر خود شده اند كه عين چربي روغن مي مانند كه جزئي جدانشدني از آن واژه به حساب مي آيند. تا بگوييد روغن، اولين مفهومي كه به ذهن متبادر مي شود، چربي است.همينطور است اصطلاح «برچسب» كه معمولاً بار منفي به همراه دارد.

برچسب از زماني كه به معناي تهمت زدن به اين و آن به كار رفته و مترادف بدگويي؛ ديگر آن معناي مثبتش از چشم همه افتاده. از چشم افتادگي بد دردي است. از درد چشم هم بدتر. لاكردار با عينك و عمل ليزري هم اصلاح پذير نيست.

موارد استفاده از برچسب:

1- براي آغاز تخريب كسي كه جرأت نمي كنيم با لودر و بولدوزر، خيلي يكهوي و سيخكي اقدام به خراب كردن او در انظار عموم كنيم. يعني راستش زورمان نمي رسد كه همچين كنيم. اين روش به سيستم موريانه اي شبيه است. ديديد چه جوري يواشكي شروع مي كنند به تخريب در و پيكر چوبي؟.... خب اگر ديديد، مشكل حل است. دقيقاً همينجوري!

2- براي خارج كردن رقيب از صحنه. در اين هنگام، با توجه به جنس طرف و مواضعش، يك برچسب متناسب - ولو شده از زير سنگ - پيدا مي كنيم و زماني كه طرف حواسش نيست؛ ناغافل به او مي چسبانيم. بس كه ببستند بر او برگ و ساز/گر تو بيني،نشناسيش باز!

3- براي سيمان گرفتن صاحبان افكاري كه ما با آن موافق نيستيم. در اين حالت چون يك مرتبه نمي شود فرد مورد نظر را سيمان گرفت؛ ابتدا به وي يا اطرافش يكسري برچسب هايي زده مي شود كه بعداً بشود او را سيمان گرفت و به ضرب سيمان، قانعش كرد. مثلاً اين برچسب كه:«به زودي در اين محل، يك تنديس ظريف سيماني نصب خواهد شد!»

بحث اصلي: و اما آن چيزي كه الآن مورد بحث ماست،استفاده مثبت از برچسب در مسائل اقتصادي است. زدن برچسب قيمت بر روي اجناس، يكي از موارد استفادۀ بهينه و خوب از برچسب و گامي در جهت شفاف سازي اقتصادي و بالطبع و به تبع آن، اخلاقي است. بارها اتاق اصناف و سازمان حمايت مصرف كنندگان، نسبت به درج قيمت و برچسب بر روي كالاها به منظور حفظ ثبات قيمت ها هشدار داده اند؛ اما ظاهراً بعضي ها خيلي گوششان به دهكار نيست. بيشتر طلبكارند.

آنچه گفتيم، اسنادش هم موجود است. آمارهاي جديد ارائه شده، همچين نشان مي دهد كه 65درصد تخلفات واحدهاي صنفي در دوماه اخير، مربوط به درج نكردن قيمت ونزدن برچسب بر روي كالاهاست. عنوان متخلف دادن به اين اشخاص، يك برچسب نچسب در جهت خراب كردن آنها نيست. اينها در حقيقت با نزدن برچسب، به خودشان برچسب زده اند. و هر آدم عاقلي مي داند كه خودكرده را تدبير نيست. حتي در دولت تدبير و اميد!

دلايل برچسب نزدن: ازمنظرجامعه شناختي و روان شناسي اخلاقي و اقتصادي، شايد بشود احتمالات زير را براي برچسب نزدن برخي واحدها و رسته هاي صنفي، به آنها چسباند:

1-گريز از شفافيت: بعضي ها خيلي از شفاف بودن خوششان نمي آيد. حتي از شيشه هم خوششان نمي آيد،چون آنم طرفش معلوم است و به آن برچسب« آنورش پيدا» مي زنند. بيشتر طالب فضاهاي تيره و تار هستند. اينها معمولاً از آب صاف و زلال هم بدشان مي آيد و سريع آن را گل آلود مي كنند. بر اين باورند كه ماهي بيشتري مي توان گرفت.

2- باز بودن دست: اين كه دست آدم بسته باشد، خيلي دلگير است. خلق آدميزاد تنگي مي كند. درج قيمت ثابت و زدن برچسب لاكردار هم يك همچين وضعيتي را پيش مي آورد كه عده اي آن را نمي پسندند. بيشتر براي ديگران مي پسندند آنچه را براي خود نمي پسندند. اين افراد عموماً يك ماژيك در دست دارند و هر روز يك قيمتي را روي كالا درج مي كنند كه اصل تنوع و دوري از يكنواختي كسل كنندۀ قيمت ها را رعايت كنند.

3- بازبودن باب گفتگو: اگر برچسب قيمت بر روي كالا باشد، مشتري ديگري هيچ سؤالي در خصوص نرخ اجناس مطرح نمي كند و اين خب باب گفتگو را مي بندد و حداقل تنگ مي كند. از سوي ديگر،امكان چانه زني را هم به صفر مي رساند. در صورتي كه گرم شدن چانه، خيلي در فروش كالا مؤثر است. تئوري فشار از پايين،چانه زني در بالا را دست كم نگيريد. فشار از پايين را كه اهل خانه خود انجام مي دهند كه باعث مي شود سرپرست خانواده،براي خريد اقدام كند. فقط مي ماند چانه زني كه صاحبان واحدهاي صنفي، زحمت آن را تقبل كردند. برچسب زني، اين فرصت طلايي را از آنها مي گيرد.

برچسب فوري: هركس اين عرايض معقول ما را قبول ندارد، قدرمسلم يك ريگي چيزي در كفش خود دارد. بگرد اي چرخ پيدا كن!

برچسب ها:

بحث و نظرات

ارسال نظر

لطفاَ همه فیلدها را پر کنید
نام و نام خانوادگی
ایمیل
78
پربیننده ترین خبرها
جستجو
تبلیغات
© 2018 All Rights Reserved. - Developed By: GolsaSoft