ناریخ: شنبه 25 مهر 1394 - شناسه حبر: 6815

یادی از صفا و صمیمیت گذشته ها

یادی از صفا و صمیمیت گذشته ها
سید کاظم بهشتی – کارشناس فلسفه و پیشکسوت آموزش و پرورش 
آنطوریکه بزرگترها گفته اند و آثار و امارات باقی مانده این گفته ها را تأیید می کند، اسلاف ما خوب زندگی کردند، با آرامش خاطر و با فراغ بال، بی هیچ دغدغه ای و اضطرابی، ساده و بی پیرایه و بدور از شائبه تظاهر و تکلف.
هر وقت که گوشه هایی از چنین زندگی را پیران و معمرین قوم نقل می کنند حقیقتاً غبطه می خورم به همه چیزش، از همه مهمتر به آدمهایش. مردمانی ساده و با صفا، جوانمرد و دارای خصلتهای مردمی و مردانگی.گو اینکه جوامع بشری هیچگاه از نسناس و خناس خالی نبوده ولی نه به اندازه زمانه ما که به واقع در روز روشن با چراغ بدنبال انسان گشت ودریغا که کمتر می یابی.
بهرحال حکایتهای شیرین و در عین حال آموزنده ازگذشت و مردانگی، یکرنگی و خلوص این مردمان هنوز از زبان کهنسالان و تتمه های دور و زمان می شنویم که روح و روان شیفتگان خصلتهای انسانی را تر و تازه می گرداند. 
 ایراد و نقصی که بر این مردم وارد بوده است، ناآگاهی و عدم اطلاع آنها از اوضاع زمانه و پیشرفتهای ملل راقیه بوده است که البته مقصر اصلی در این زمینه حکومتهای فاسد و سلاطین مستبدی بودند که سالیان متمادی برجان ومال و عرض و ناموس مردم مسلط بوده و توسط عمال و حکام جابر درایالات  وولایات به چپو و غارت دسترنج مردم بیچاره مشغول بودند بدون آنکه در فکر کوچکترین اصلاحی در ساختار اجتماعی و فرهنگی یا ایجاد کمترین امکاناتی از این دست باشند.
مردم به حال خود رها شده بودند و خود، خود را اداره می کردند. از عمران و آبادی، از بهداشت و امنیت هیچ خبری نبود. زیاد اتفاق می افتاد که در گوشه ای از مملکت سیل یا زلزله و دیگر بلایای طبیعی روی میداد و خبر آن روزها بلکه هفته ها بعد به مرکز می رسید. در قحطی سال 1288 ه-ق زمان سلطنت پادشاه عیاشی چون ناصر الدین شاه، عده زیادی از گرسنگی تلف شدند، آنهایی هم که غنا و نوایی داشتند دچار حصبه و تیفوئیت شدند که مثل وبا کثیری از نقوس مخصوصا اهالی پایتخت را تلف کرد. مرحوم میرزا عبدالله خان مستوفی مؤلف کتاب ( شرح زندگانی من )وضعیت اجتماعی و اداری یکصد و پنجاه ساله اخیر یعنی دوران سلطنت قاجاریه را با قلمی بس رسا و شیرین تشریح کرده است. کتابش را بخوانید حکماً مفید فایده خواهد بود. 
با وجود همه این کاستیها و نابسامانی ها، انسانیت و ارزشهای اخلاقی و انسانی و نیز پیوند های عاطفی رونق داشت و مردم آنها را پاسداری می کردند. حکومت، حکومت ارزشها بود و خصلتهای نیک همچون جوانمردی، گذشت و ایثار نمونه ها و مصادیق زیادی داشت. مردم اصول و ارزشهایی را پذیرفته بودند که عدول از آن را به هیچ کس اجازه نمی دادند. در پشت دیوارهای کاهگلی و در زیر سقفهای گنبدی و با کمترین و ساده ترین وسایل و امکانات زندگی یک دنیا صفا و صمیمیت بود، محبت بود و جاذبه های معنوی. 
بزرگ فامیل هراز چندی بمناسبت های مختلف همه بستگان از خرد و کلان را بمنزل خود یا محل دیگری دعوت و دور هم جمع می کرد و همین تجمع مایه تألیف قلوب و رفع کدورت های احتمالی می گردید. آشی یا بلغوری یا ماحَضَری خیلی ساده و بدون تجمل فراهم می آورند و همگی با خنده و شادی تناول می کردند و بدین طریق روزی را با تفریح و شوخی سپری می نمودند. همسایه ها، خانواده های یک محله، دوستان و آشنایان تقریبا در تمام فصول سال مخصوصا زمستانها شب چره ترتیب می دادند. بدین معنی که هر چند خانواده بطور دوره ای هر شب تا پاسی از شب رفته در خانه ای دور هم جمع می شدند، تنقل مختصری از قبیل آجیل، سنجد، برگه زردآلو و قیصی که همه فرآورده و پرورده کد بانوی خانه بود می آوردند. مثل حالا از چند جور شیرینی تر و خشک و ده بیست نوع تنقل جور واجور و انواع میوه های فصل و غیر فصل خبری نبود. مثل امروز نبود که همه چشمها متوجه این جعبه رنگی جادو باشد و همه مستمع و او متکلم وحده باشد، هر کس سخنی می گفت، یکی مزاح می پراند، یکی داستان وحکایتی نقل می کرد، دیگری از وقایع روز مطلب می گفت، خلاصه آسیاب سخن ازهر مقوله ای بکار می افتاد و در این بین آنهایی که اهل مطایبه(شوخی و طنز) بودند با مطایبات خود مجلس را گرم و شاد می ساختند.
فریاد خوانی، قصه گویی و نقالی در این مجالس خیلی معمول و متداول بود. شخص خوش صدایی دو بیتی های محلی را با آهنگی دلنواز می خواند یا بودند افراد کتابخوانی که قصه هایی از امیر ارسلان یا حسین کرد نقل می کردند. در بعضی از مجالس که عمومی تر بود نقال یا نوچه نقالی را خبر می کردند تا از داستانهای شاهنامه مطابق آئین و روش نقالی برای حضار حماسه سرایی کند.
خلاصه یکی دو ساعت از شب را این چنین با خنده و گفتگو برگزار می کردند. سپس هر کس به منزل و سرای خود می رفت در حالیکه لذت این شب نشینی ساده و بی تکلف روح و روان او را آرامش داده بود، در بستری نه چندان نرم و پر طمطراق می خوابید و چه خوابهای سبز و قشنگی هم می دید. یاد آن دوران بخیر.
 
برچسب ها:

بحث و نظرات

ارسال نظر

لطفاَ همه فیلدها را پر کنید
نام و نام خانوادگی
ایمیل
40
جستجو
تبلیغات
© 2018 All Rights Reserved. - Developed By: GolsaSoft