ناریخ: شنبه 15 اردیبهشت 1397 - شناسه حبر: 19954

چرا از «شادی» می ترسیم؟!

چرا از «شادی» می ترسیم؟!

ابوالقاسم عابدین پور

چند روزی از ماجرای برج سلمان مشهد گذشت و حساسیت موضوع فروکش کرد!

چرا « متولیان امر» تکلیفشان را با خودشان معلوم نمی کنند؟!( البته این کلمه ی « متولیان امر» هم از آن کلمات گنگ و مبهمی است که نمی شود از دل آن به شخص یا سلیقه ای خاص رسید.!)

یک جامعه ی زنده و پویا نیازهای متفاوتی دارد. غم به جای خود و شادی به جای خود!

در پهنه ی ایران بزرگ از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب و مهمتر از همه در قلب پایتخت و کلان شهرها، نسلهای معتقد و پر نشاط رشد یافته اند و این واقعیتی نیست که بتوان آن را کتمان کرد.

جا دارد مردمی که در انتخابات متعدد و مختلف به نمایندگان خود در مراکز قانون گذاری«مجلس» و اجرایی«شوراها»و «ریاست جمهوری» رأی می دهند،پس از این سهم شادیهای قانونی خود را هم مشخص کنند و آن را مطالبه کنند.( مثل حقوق شهر وندی،شعاری نباشد)

اینکه در یک مسابقه یا یک جشن یا یک کنسرت به چه شیوه ای می توان حد و حدود قانونی را رعایت کرد و بهانه به دست کسی نداد،جای حرف و حدیث فراوان دارد.

کنترل احساسات برای نوجوانان و جوانانی که در دنیایی جداگانه می اندیشند و رشد می کنند،با آنچه مدعیان دین و دنیای مردم وعظ می کنند،متفاوت است.

یکی گناه را در بلند خندیدن می بیند و دیگری در حیف و میل اموال مملکت!

یکی گناه را در پایکوبی می بیند و دیگری در تعرض به دختر خردسال به اسم صیغه یاازدواج!

اگر معترض یا معترضین بر امری ناپسند،خود مبرا از سایر اشتباهات باشند،باکی نیست ولی وقتی:

«تَرک دنیا به مردم آموزند

خویشتن سیم و غله اندوزند»

امر بر بیننده مشتبه می شود که مگر می توان یک « بام و دو هوا » داشت.

بهترین و بی درد سر ترین کار همین است که ابهامات قانونی بر طرف شود!

نسبت‌های جمعیتی در مقایسه با دهه های گذشته فرق کرده و مردم ضمن علاقه به دین و اعتقادات مذهبیشان،آیینها و مراسم عمومی خود را هم می طلبند!

کلماتی مثل« شادی» و « نشاط» در عالم واقع و روی زمین ،نیاز به تعریف و الگو دارد،البته بدون« افراط» و « تفریط»!

یک گروه کارشناس اجتماعی بیایند و چند نمونه شیوه شاد بودن را به مردم نشان دهند و همانطور که برای عزاداری و غم سلسله مراتبی مشخص است،برای شادی و نشاط هم چند نمونه عرضه کنند!

عیب کار آن است که عده ای از اساس با این کلمات مشکل دارند.

یک بار «آتش» در برج سلمان حادثه می آفریند و یک بار« کنسرت.»

شادی نیاز انسان است.خندیدن از مشخصات ویژه ی بشر است.

با هم بودن و تسلی دادن جزء جدایی ناپذیر زندگی اجتماعی است.اگر خلأ قانونی در زندگی اجتماعی دارید،تقصیر مردم چیست؟

لطفأ همه ی شما که« مالک الرقاب»مردمید، و صادقانه فکر می کنید درد دین دارید،« شادی» و قانونش را تعریف کنید.

برچسب ها:

بحث و نظرات

ارسال نظر

لطفاَ همه فیلدها را پر کنید
نام و نام خانوادگی
ایمیل
78
پربیننده ترین خبرها
جستجو
تبلیغات
© 2018 All Rights Reserved. - Developed By: GolsaSoft