ناریخ: شنبه 22 مهر 1396 - شناسه حبر: 19570

یادداشت سردبیر: وقتی خبر مرگمان هم عادی می شو

یادداشت سردبیر: وقتی خبر مرگمان هم عادی می شو

 

حسن نیکنام

در واگویه ها و خاطرات ریش سفیدان آمده که در قدیم رسم بر آن بود وقتی کسی و به خصوص جوانی به دیار باقی می رفت، خانواده اش در مقابل درب منزل یا چهار کوچه بالا و پایین تر برای او حجله می بستند و صدای آرام بخش کلام وحی و آیه والشمس، عابران را خبر از فوت یک انسان می داد.

در این مواقع همین که صدای قرآن را می شنیدیم، وحشت سراسر وجودمان را می گرفت و نخستین سووالی که به ذهنمان خطور می کرد این بود: وای کی مرده و بلافاصله دوان دوان به سوی صدا می رفتیم و زمانی هم که چشم مان به حجله می افتاد دو دستی به سرمان می کوبیدیم و می گفتیم استغفرالله"...

و اما امروز:

به مدد روزنامه ها و البته بیشتر فضای مجازی و شبکه های اجتماعی، حداقل روزی نیست که تصویر یکی دو نفر را نبینیم  که پایین آن نوشته شده: هوالباق وادامه ماجرا  

 مرگ دو مقنی در زاوه، غرق شدن دو نفر در استخر ذخیره آب کشاورزی در رخ و... این ها تیترهای  آشنا  و تاسف باراخبار حوادث تابستان امسال منطقه تربت حیدریه از اواسط مرداد تا اواخر شهریوردر رسانه ها و جراید بود که شاید  شنیدن اخبار هولناکی همچون قتل های خانوادگی، کودک آزاری و آمار بی شمار قربانیان حوادث رانندگی، باعث شده از دست دادن 9 شهروند این منطقه از مرداد تا شهریور ماه سال جاری بر اثر حوادث یاد شده در لا به لای  آنها به چشم نیاید و مغفول بماند.

 هر چند در همه این حوادث خطاهای انسانی بسیار پر رنگ است که آن نیز ناشی از نبود فرهنگ سازی مناسب و آموزش ناکافی شهروندان در حوزه ایمنی کار می باشد، اما نمی توان از نقش نظارتی و پیشگیری توسط عوامل و مسوولان مربوطه(جهاد کشاورزی، اداره کار، بخشداری و...) نیز غافل شد.

 اما آنچه در تمام این رویدادهای تلخ به صورت مشترک خودنمایی می کنند، آن است که مردم تا امروز در حسرت یک استعفا، یا حداقل عذرخواهی مدیر یا رییس دستگاه مربوطه وامانده اند.

تو گویی دور از جان شهروندان، انگار لاستیک های کامیون یک بوته گیاه خودرو را زیر آورده، یا انگار یک گربه یا خرگوش در استخر ذخیره آب غرق شده(گرچه غرق شدن حیوانات هم بایستی مهم شمرده شود)، راستی ما را چه می شود، به کجا داریم می رویم؟

هنوز برای من این سووال بی پاسخ مانده که چرا وقتی فردی در جایی سخنرانی سیاسی سر می دهد، فورا دستگاه های امنیتی و قضایی پا پیش گذاشته و بدون دریافت حتی یک برگه شکایت، مدعی هستند ما مدعی العموم هستیم و باید با افرادی که به تشویش اذهان عمومی می پردازند، برخود کنیم.

یعنی آیا در منطقه ما که متاسفانه تصور می کنم این بیماری گریبان کل ایران را گرفته، مرگ یک انسان موجب تشویش اذهان عمومی نمی شود؟

چطور می شود ما در مقابل شیوه قتل یک انسان به دست داعش واکنش نشان می دهیم، اما وقتی یک همشهری که در خودرو گیر کرده و آتش دارد آرام آرام و البته بی رحمانه تر از چاقوی داعشیان او را قبض روح می کند، سکوت اختیار می کنیم؟

ای کاش مسوولان محترم در کنار برگزاری جلسات ریز و درشتی که گاه حتی دیالوگ های مطرح شده در آن ها بیشتر به قصه حسین کرد شبستری شبیه است،  اقدام به راه اندازی کارگروه بررسی حوادث و سوانح غیرطبیعی کنند تا دلمان خوش باشد همانطور که تربت حیدریه 45 روز زودتر از دیگر شهرهای ایران انقلاب اسلامی را آغاز کرد، پیش قراول فرهنگ از یاد رفته انسان دوستی در ایران نیز، بشود.

برچسب ها:

بحث و نظرات

ارسال نظر

لطفاَ همه فیلدها را پر کنید
نام و نام خانوادگی
ایمیل
78
پربیننده ترین خبرها
جستجو
تبلیغات
© 2018 All Rights Reserved. - Developed By: GolsaSoft