ناریخ: چهارشنبه 24 شهریور 1395 - شناسه حبر: 16799

آموزش‌وپرورش در مسیر فرصت سوزی یا فرصت سازی

آموزش‌وپرورش در مسیر فرصت سوزی یا فرصت سازی

کوروش علی نژاد(کارشناس ارشد آموزش و بهسازی منابع انسانی)

امروزه نقش بی‌بدیل آموزش‌وپرورش در ایجاد فرصت‌ها و عبور از چالش ها امری حتمی و انکارناپذیراست به‌طوری‌که بسیاری از اندیشمندان برجسته عامل مهم سعادت و شقاوت هر جامعه‌ای را در نحوه‌ی عملکرد نظام آموزشی حاکم بر آن جامعه جستجو می‌کنند.بنابراین با اطمینان می‌توان گفت که ریشه‌ی تمام مشکلات یک جامعه وابسته به عدم بهره‌وری نظام آموزشی آن جامعه می‌باشد چراکه نظام آموزشی نتوانسته است رسالت خود را به‌خوبی انجام دهد.

اما نگاهی گذرا به جامعه ما نشان می دهد که متأسفانه مشکلات زیادی در آن فراگیر شده که در این خصوص می‌توان به کثرت پرونده‌های قضایی، فرار مالیاتی، رواج بیش‌ از حد رذایل اخلاقی از قبیل دروغ،نفاق،حسد و... اشاره کرد.

 

برخی چالش‌های فراروی آموزش‌وپرورش

*آموزش در مدارس ما فاقد اهداف پرورشی است: در چنین شرایطی فرد هدف خود را گم‌کرده و ممکن است.آنچه را به دست آورده در راه درست استفاده نکند.پس ضرورت دارد ابتدا اهداف تربیتی از قبیل شهروند مطلوب، رفتار مناسب و... مشخص گردد آنگاه جایگاه هریک از دروس برای تحقق اهداف تربیتی تبیین گردد.

*عدم هماهنگی بین حوزه‌های آموزشی و پرورشی: در نظام آموزشی ما متأسفانه دو حوزه آموزشی و پرورشی منفک از یکدیگرند،این امر باعث شده که آموزش بدون هدف صورت گیرد ودانش آموزان فقط به مهارت یا اطلاع‌رسانی صرف دست پیدا کنند.کاملاً مشخص است این‌گونه آموزش هیچ تأثیری در ذهن و شخصیت فراگیران باقی نمی‌گذارد و سوال همیشگی آنها در مورد ضرورت یادگیری مطالب گوناگون بی‌ پاسخ می ‌ماند.

*تناسبی بین آموزش و اقدامات پرورشی وجود ندارد: کاملاً پرواضح است که تدوین منابع آموزشی بر اساس نیاز واقعی و علایق دانش آموزان انجام نمی‌شود و این کار به‌ مثابه این است که یک پزشک برای تمام بیماران خود یک نسخه‌ای تجویز کند.آیا انتظار دارید بیماران وی معالجه شوند؟؟؟

*عدم توجه به تفاوت‌های فردی: در نظام آموزشی موجود همه‌ی دانش آموزان باید یک‌جور منابع آموزشی بخوانند،به معلم  و سایر محرک‌ها یک‌جور پاسخ دهند حتی محکوم‌اند که یک‌جور فکر کنند بنابراین در چنین سیستمی خلاقیت، نوآوری و شکوفایی استعدادها جایی ندارد بلکه هرروز باید شاهد از دست رفتن فرصت‌های زندگی این عزیزان باشیم.

*سیستم غیرمنطقی ارزیابی و پاداش دهی: در نظام آموزشی معیوب و بیمار ما، کانون توجهات قشر خاصی از دانش آموزان را در برگرفته که برای نمونه می‌توان به کنکور سرا سری اشاره کرد. مثلاً در کنکور تجربی تمام نگاه‌ها به رتبه‌هایی تا حدود 3000 معطوف بود.آیا قشر کثیری که در این گروه آموزشی قراردارند فاقد توانایی و استعدادند و باید فراموش شوند؟!.این برخوردهای ناصواب بدون تردید باعث ترویج رفتار نامطلوب،نگرش منفی و... می‌شود.

*عدم مشارکت عناصر اصلی تعلیم و تربیت در تصمیم‌گیری‌ها:در بسیاری از تصمیم‌گیری‌های کلان آموزش ‌و پرورش معلمین کوچک‌ترین نقشی ندارند. به‌عنوان نمونه می‌توان تحول بنیادین و تغییر ساختار نظام آموزشی را نام برد که معلمین در تدوین آن هیچ نقشی نداشتند درنتیجه انگیزه معلمین کاهش‌یافته و توانمندی آن‌ها آسیب می‌بیند. آیا در چنین شرایطی نباید شاهد افت تحصیلی و عدم بهره‌وری باشیم.

*چالش مهم دیگر طبقه‌بندی مدارس است: طبقه‌بندی مدارس با عناوین تیزهوشان، نمونه، شاهد و... سیاستی اشتباه در اشتباه است.که نتیجه آن رشد بیش‌ازحد رذایل اخلاقی از قبیل: حسادت،دروغ،خودبینی،و... می‌باشد.

 

اما برخی از راهکارهای برون‌رفت از مشکلات:

1- محتوای آموزشی برمبنای اهداف تربیتی تدوین شود بطوریکه نقش و جایگاه هریک از منابع آموزشی در تحقق این اهداف مشخص باشد.

2- پیوستگی و انسجام بین حوزه‌های آموزشی و پرورشی به وجود آید تا باهم افزایی بتوانند اهداف مهم ترسیم‌شده را محقق سازند.

3- تدوین کتب درسی از حالت انحصاری خارج شود به ‌طوری‌که اندیشمندان تعلیم و تربیت، معلمان و سایر نهادهای پژوهشی بتوانند در این امر مهم مشارکت فعالانه داشته باشند و در واقع محتوای آموزشی بر اساس نیاز واقعی، فرهنگ،جغرافیای محل و...تدوین شود.

4- مشارکت دادن جدی ومؤثر معلمان درتصمیم گیری‌های کلان وزارتی.

5- بساط طبقه‌بندی مدارس برچیده شود، مکانیسم علمی و منطقی برای شکوفاسازی استعدادهای مختلف دانش آموزان طراحی گردد.

به پایان آمد این دفتر /  حکایت همچنان باقی

 

 

برچسب ها:

بحث و نظرات

ارسال نظر

لطفاَ همه فیلدها را پر کنید
نام و نام خانوادگی
ایمیل
40
جستجو
تبلیغات
© 2018 All Rights Reserved. - Developed By: GolsaSoft