ناریخ: چهارشنبه 20 مرداد 1395 - شناسه حبر: 15606

چرا محیط های آموزشی جاذبه ندارند؟

چرا محیط های آموزشی جاذبه ندارند؟

ابوالقاسم عابدین پور

در همین دو سه دهه ی قبل، ورود به محیط آموزشی به معنای کشف دنیاهای جدید بود.

در مدارس برای اولین بار مطالبی آموخته می شد که یافتن آنها در زندگی روزمره، غیر ممکن بود.

وجود یک کره ی جغرافیایی، شنیدن اتفاقات تاریخی، دیدن عجایب نجوم، شناخت روابط ماده در جهان فیزیک و شیمی،غوطه ور شدن در دنیای شعر و ادب و عرفان، همه و همه در اختیار ذهن و تجربه و تبحر معلم بود و کسانی که کنجکاو برای دانستن بودند، از این منبع لایزال استفاده می کردند!

در چند سال اخیر،پیشرفت دنیای ارتباطات و اطلاعات،کار را به جایی رسانده است که با فشردن دکمه ای بر روی گوشی همراه، می توانی هر چه را اراده کنی به دست آورید و ذهن کنجکاوتان را سیراب کنید ولی در کنار این همه جذابیت و نو آوری،آموزش و پرورش ما همچنان درگیر روابط اولیه و ساختار های ناقص گذشته است.

ظاهرأ عده ای که متولی امر آموزش و پرورشند، گمان می کنند ،آنچه وجود دارد، وحی منزل است و نباید تغییر کند. تنها هنرشان تبدیل دو مقطع به سه مقطع و باز پس از چند سال برگرداندن سه مقطع به همان دو مقطع قبل است!!!

سیستم آموزشی ما شاید در دهه های پنجاه و شصت می توانست مدعی علم آموزی و شور آفرینی باشد ولی در حال حاضر جز دست و پا زدن در چالش های پیش رو و جز امید داشتن به ابهامات غیر ممکن،راهکار مناسبی ارائه نمی دهد.

از جمله مواردی که باید برایش فکری اندیشید تا مطابقت مناسبی بین محیط های آموزشی و زندگی واقعی،ایجاد شود،می توان به اندکی از آنها اشاره کرد:

 -امروزه در کنار معلم،وجود وسایل کمک آموزشی در بین فرآورده های علمی به حدی رسیده است که گاه دانش آموز، بی نیاز از حضور در کلاس می تواند مطالب درسی را به ذهن بسپارد! به بیان دیگر،امروزه فضای آموزشی و کلاس و معلم، جلوتر از پیشرفت جامعه،حرکت نمی کند و چه بسا مهارت دانش آموزان در مواردی جلوتر و به روزتر از متصدیان آموزشی باشد!

 - حرکت عمومی آموزش و پرورش در جهت دست یابی به شیوه های نوین دنیا بسیار کند و بطئی است! قهر با علم بر خلاف آموزه های دینی است، باید شیوه های نوین تدریس، سر لوحه کار قرار گیرد بدون اینکه آنها را منتسب به غرب و شرق بدانیم!

 -فضای عمومی جامعه،حضور دانش آموزان در محیط های آموزشی را به عنوان یک سرگرمی و پر کردن اوقات،محسوب می کند ،نه به عنوان جهشی برای کسب زندگی بهتر! زمانی آنچه در مدارس تدریس می شد،به اندازه ای محسوس بود که گرفتن یک دیپلم مایه ی مباهات باشد نه اینکه با داشتن مدارک بالای تحصیل اجبار به کارهایی داشته باشند که موجب وهن علم است نه افتخار!

- موضوعات مطرح شده در کتابهای درسی،غالبأ دور از نیازهای اجتماعی و فکری دانش آموزان است و هیچ توجیهی برای یادگیری آنها وجود ندارد! بارها و بارها فارغ التحصیلان ما از خود می پرسند که فایده ی آنهمه محفوظات و معلومات چه بوده است و در کجای زندگی واقعی،از آنها استفاده شده است؟!

 - ضعف کلی سیستم آموزشی ما برای نیاز سنجی و استعداد یابی،کاملأ محسوس است و به همین دلیل حجم فارغ التحصیلان با درخواست کار در جامعه،هیچ مطابقتی ندارد! بعضأ دانشگاهها بعضی از رشته های تحصیلی را به دلیل اشباع جامعه،تعطیل می کنند و توان جایگزینی رشته های جدید را هم ندارند!

- وجود فضاهای غیر استاندارد از نظر روحی و روانی, به راحتی محیط آموزشی را به نوعی بازاریابی و تلاش برای کسب درآمد تبدیل کرده است! فاصله های طبقاتی بر خلاف سنتهای محیط آموزشی،امروزه کاملأ محسوس است!

 - مهمترین نکته اینکه جایگاه ارزشی و توجه به مشکلات معیشتی و منزلتی متصدیان امر آموزش و پرورش هیچگاه به عنوان یک شاه کلید برای پیشرفت و توسعه ی همه جانبه ی کشور در نظر گرفته نشده و اهمیت این زیر ساخت،توسط برنامه ریزان حاکمیت،درک نگردیده است!! معلمین برای ابتدایی ترین نیاز خود که همان امرار معاش در حد متوسط جامعه باشد،دچار نگرانی مداوم هستند چه برسد به جایگاه واقعی معلمین در دنیایی که اصل و اساس آن آموزش است و سرلوحه ی پیشرفت،«معلم»به حساب می آید.

اگر قرار باشد طرحی نو و ساختاری جدید با توجه به وضعیت سطوح آموزشی در دنیای علم محور امروزی،به وجود نیاید،باید منتظر فرار دانش آموزان از مقاطع ابتدایی و دبیرستان به سمت جاذبه های متنوع جهان باشیم.

سرمایه گذاری در سیستم آموزشی باروری تولید علم و پیشرفت همه جانبه ی مملکت را در پی دارد.امری که حتمأ برای منفعت طلبان ظاهر بین ،هیچ ارزشی ندارد.

تا دیر نشده است باید چاره ای اندیشید!!!!

برچسب ها:

بحث و نظرات

ارسال نظر

لطفاَ همه فیلدها را پر کنید
نام و نام خانوادگی
ایمیل
3
جستجو
تبلیغات
© 2018 All Rights Reserved. - Developed By: GolsaSoft