ناریخ: شنبه 29 اسفند 1394 - شناسه حبر: 12681

حضرت زهراء و ظهور نهایت هوشمندی سیاسی ـ اجتماعی

حضرت زهراء و ظهور نهایت هوشمندی سیاسی ـ اجتماعی
هر ظاهری متکی بر باطنی است و برای ارزیابی امورات ظاهری در دنیا امروز و دیروز و حتی فردا نباید از باطن آن غافل شد.
 
هوشمندی افراد آنجا خود را نشان می دهد که از ظاهر عبور کرده در تحلیل امور جاری با توجه باطن و واقعیت ها قضاوت و اظهار نظر می کنند.
 
در روزگاری که همه و همه مسلمین یعنی خواص و عوام ، ظاهر جامعه را می دیدند و قضاوت می کردند، حضرت صدیقه کبری (س) واقعیت ها دید و در نهایت هوشمندی زیباترین تحلیل را ارائه فرمود و چنان تحلیل های واقع گرایانه او درست از آب در آمد که امروز هم بعد از چهارده قرن ،روز به روز، روشنی گفتار او را در حوادث عالم اسلام مشاهده می کنیم.
 
مجموعه نگاه دقیق حضرت (س) و قضاوت مبتنی بر واقعیت های او را می تواند در سه بخش طرح نمود:
الف) شناخت صحیح نسبت به سطح جامعه 
 ب) شناخت صحیح نسبت زیر پوست جامعه 
 ج) شناخت صحیح از حوادث آینده.
 
الف ـ شناخت صحیح از سطح جامعه 
 
جامعه آنروز مدینه در ظاهر از مردمانی تشکیل شده بود که در ظاهر نهایت محبت و ارادت به پیامبر (ص) را داشتند بگونه که برای جمع کردن قطرات آب وضو پیامبر (ص) تزاحم بوجود می آمد و یا در نمازجماعت رسول خاتم جمعیت به هم پیوسته¬ای وجود داشت و نیز شوق به کسب کمالات معنوی و جهادی یک شاخصه روشن آن مردمان بود.
 
امّا تحلیل حضرت فاطمه (س) بعد از رحلت پیامبر (ص) از سطح جامعه بگونه¬ای دیگر است، ایشان بر اساس استدلالات خویش معتقد است سطح جامعه را «نفاق» و «ضعف دینداری» و «پیمان شکنی» و ... گرفته است.
 
اولا ، در بخش «نفاق» فرمود:
 
«قد ظهر فیکم حسیکة النفاق» (1)
 
که دوران زندگی حضرت فاطمه روزگار یک «نفاق» خشک و خالی نبود بلکه "نفاق توأم با کینه و عداوت" بود. منافقین چنان دلی پر کینه داشتند که تاریخ یر آن گواه است: اوّلاً جمع شدن عده¬ای متنابه به در خانه حضرت و ثانیاً آتش زدن خانه و ثالثاً برخورد فیزیکی با آن حضرت و رابعاً بی حرمتی به حضرت امیر (ع) و کشان کشان بردنش به مسجد و ... تا پاره کردن قباله فَدَک و اقدام به نبش قبر حضرت صدیقه کبری (2) شاهد این مدعاست .
 
و ثانیا،در بخش «ضعف دینداری» فرمود:
 
«قد سمل جلباب الدین»
که دینداری مردمان را آن حضرت تشبیه کرده به لباس رنگ باخته. جالب اینجاست که نفرمود جامعه اسلامی بی دین شدند بلکه فرمود رنگ دینداری را ندارد یعنی ادعای دین و اعتقاد به دین وجود دارد ولی در مقام عمل دین نقش اصلی را ندارد.
 
چون آنچه در متن دین الهی وجود دارد پیامبر و عترت اوست که آن روز در مدینه بدن پیامبر است و حضرت امیر که به تنهائی در حال تجهیز است و عترت اوست که مرد تعدّی و ظلم قرار گرفته¬اند. و به تعبیر رسای حضرت فاطمه دینداران دیروز در حال بازگشت به «جاهلیت» قرار گرفته ا¬ند.
«اضیع الحریم و ازیلت الحرمة عند مماته ... افحکم الجاهلیة تبغون؟ افلا تعلمون؟ بلی تجلّی لکم کالشمس اشرکتم بعد الایمان؟
 
و ثالثا، «پیمان کشی» مردمان بوده که خود، یکی از مصادیق بارز «رنگ باختن دین» در میان مردم است.
 
این پیمان کشی می تواند در خصوص فراموشی عملی نسبت به آیه «لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی» تفسیر کرد که نتیجه¬اش انزوای اهل بیت می باشد که در واقع پیمان خود را که در غدیر خم بسته بودند باز کردند و می توان به پشت کردن مردم نسبت به احکام و دستورات الهی دانست که به فرامین الهی در بخش اصول ،مثل امامت و در بخش فروع ،مثل ارث و حق مسلّم افراد، بی اعتنائی شدند.
 
ب ـ شناخت صحیح زیر پوست جامعه 
 
حضرت زهرا (س) غیر از اینکه ظاهر و متن جامعه را خود شناسائی نمود بلکه بالاتر آنچه مخفی بود و زیر پوست جامعه نهان بود را شناسائی کرد و معرفی فرمود و تا امروز کسی نتوانسته موردی را بعنوان اشتباه در برداشت آن حضرت، نشان دهد.
 
آن حضرت چند امر را در متن مخفی جامعه ارزیابی می کند:
 
اول: بی خیالی نسبت به سوابق مثبت افراد شاخص 
 
«کلما اوقدوا ناراً محرب اطفأها او نجم قرن الشیطان او فغرت فاغرة من المشرکین قذف اخاه فی لهواتها فلا ینکفئ حتی یطأ صماخها باخمصة ...»
 
در این عبارات آن حضرت (س) سوابق نورانی امام علی (ع) را بصورت جدی بیان می کند و مردم را نسبت به سکوتشان مورد سؤال قرار داده که چگونه آن که اول مؤمن بوده و ایمان و جهاد او در بالاترین حد ممکن بوده و پیروزی های درخشان لشگر اسلام مدیون مجاهدات آن بزرگوار بوده ، چگونه همه و همه، یک باره به فراموشی یا بی خیالی واگذار شده؟!
 
دوم: وجود مردمانی که همواره در انتظار شکست اهل بیت بوده¬اند بدین معنا که همیشه اخبار و رویدادهای جاری را دنبال می کردند که ببیند چه زمانی ابهت و حرمت اهل بیت پیامبر (ص) شکسته می شود:
 
«تتربصون بنا الدوائر و تتوکّفون الاخبار»
 
سوم: همة این نفاق ها و پیمان شکنی در تحلیل حضرت زهرا (س) در راستای یک خواسته دنبال شده است و آن این بوده که این مردمان (عوام و خواص) خواستند که از قید و بندهای احکام و عقائد اسلام «راحت» شوند در نتیجه در تحلیل حوادث تلخ بعد از رحلت پیامبر (ص) «اباحگری» یکی از اهداف جدّی جامعه آن روز بوده و از نگاه غیر حضرت زهرا(س) پنهان مانده بوده است.
 
بیان حضرت (س) این است:
 
«نجوتم من الضیق بالسعة فمججتم ما وعیتم ...»
 
ج ـ شناخت صحیح از رخدادهای آینده 
 
بخش سوم خطبه حضرت فاطمه (س) در ارائه تحلیل جامعه و زیبائی است در مورد حوادث و رخدادهای آینده عالم اسلام است که این تحلیل را آن حضرت در زمانی بیان فرمود که همه و همه (دوست و دشمن) در این تصور بودند که «کار تمام شد» و خلافت بدون دردسر از خاندان پیامبر (ص) به دیگران منتقل شد، امّا نه! فاطمه (س) خلافت را برایشان مرکبی معرفی کرد که ،هم سرکش است و هم بر پشت خود زخمی دارد که به مجرد سوار شدن فردی بر آن بر اثر درد از آن زخم «رم» می کند و سواره خود را به زمین می کوبد و از سوی دیگر ،حاکمان برای حفظ موقعیت های خود، باید خون ها بریزند و ناامنی ها بوجود آورند و دیگر شاهد رشد و تعالی جدّی در عالم اسلام نخواهید بود:
 
«قد اری قد اخلدتم الی الخفض ... فدونکموها فاحتقبولها دبرة الظهر نقبه الخفّ باقیه العار موسوعة بغضب الله»
 
و بعد فرمود تظلم من به سوی شما نه برای یاری از سوی شماست،بلکه برای حکایت از سینه پر سوزم ونیز اتمام حجت برشماست:
 
«نفثه الغیظ و خور القنا و بثة الصدر و تقدمة الحجة»
 
و راه خود و اهل بیت را هم معرفی نمود که صبر است و صبر: 
 
«نصبر منکم علی حزّ المدی»
 
این سه بخش که تشکیل شد از سه شناخت عمیق حضرت صدیقه شهیده (س) از جامعه خود و آینده آن که واقعاً انسان را این همه هوشمندی و دقت به حیرت در می آورد.
برچسب ها:

بحث و نظرات

ارسال نظر

لطفاَ همه فیلدها را پر کنید
نام و نام خانوادگی
ایمیل
40
جستجو
تبلیغات
© 2018 All Rights Reserved. - Developed By: GolsaSoft